مهر ۱۸, ۱۳۹۵

ملاک سنجش بازی‌ها چیست؟

همان طور که همه‌ی هنرها برای مخاطب ساخته می‌شوند و هر اثر هنری می‌تواند یک رسانه‌ی پر حرف باشد، بازی‌های رایانه‌ای هم بدون مخاطب معنا ندارند. همان‌گونه که صندلی‌های خالی سالن ‌های سینما، می‌تواند نشان‌دهنده‌ی ارزش یک فیلم باشند، دید مخاطبین و بازخورد آن‌ها نسبت به بازی می‌تواند ملاک خوبی برای سنجش بازی‌ها به حساب آید. اما در واقع برای سنجش هر اثری ملاک‌های زیادی وجود دارد. این که ارزش بازی‌ها به چیست و ملاک سنجش بازی‌ های رایانه‌ ای چه چیزهایی هستند، موضوع این مقاله است که در باب آسیب شناسی و با هدف شناساندن ملاک‌های سنجش بازی‌ها به صورت کلی و نه تخصصی نوشته شده است، همین است.

game-logo

چه نگاهی به بازی‌ها داریم؟

اولین مبحثی که باید به آن اشاره کنیم، گستردگی بازی‌های رایانه‌ای است. به دلیل چند بعدی بودن بازی‌ها، نگاه‌های متعددی هم به آن‌ها می‌شود و طبیعتا ملاک‌های متفاوت و گوناگونی برای سنجش ارزش بازی‌ها وجود دارد.
اگر به بازی‌های رایانه‌ای از بعد اقتصادی نگاه کنیم، شاید مهم‌ترین ملاک سنجش ارزش بازی، میزان فروش آن باشد. همین دیدگاه را می‌توان به بعد هنری بازی‌ هم ارجاع داد. از طرف دیگر، بعضی به مبحث «سرگرمی» در بازی‌های رایانه‌ای نگاه ویژه‌ای دارند و ملاک اساسی در این‌جا سرگرم کننده بودن یا نبودن، یا به طور واضح‌تر میزان سرگرم کنندگی آن است. اما اگر دقیق‌تر نگاه کنیم، همین میزان سرگرم‌کنندگی را هم می‌شود به بعد اقتصادی تعمیم داد. یعنی اگر یک بازی سرگرم‌کننده نباشد، طبیعتا مخاطب را پس می‌زند و در نتیجه با کاهش فروش از لحاظ اقتصادی با شکست مواجه می‌شود. حتی دیدگاه‌های دیگر، و ریزبینانه‌تر و گاهی احمقانه چون بخش‌های مختلف بازی مثل گرافیک، موسیقی، خشونت و … را هم می‌توان در نهایت به میزان فروش بازی و دیگر ملاک‌ها مرتبط ساخت.
از آن‌جایی که تمام ابعاد بازی‌های رایانه‌ای، به عنوان هنر، صنعت، اقتصاد، رسانه، سرگرمی و … به هم پیوسته‌اند؛ باید به دنبال یک ملاک جامع و کامل گشت که تمام ابعاد را پوشش دهد. با این‌حال، چون به تعداد افراد روی کره‌ی زمین «سلایق» متفاوت وجود دارد، و بازی‌های رایانه‌ای در این روزها طیف‌های گسترده، متنوع و گوناگونی از سلایق را پوشش می‌دهند، بسنده‌کردن به تنها یک ملاک چندان عقلانی نیست. در کنار ملاکی مثل میزان فروش، باید به یک چیز دیگر هم نگاه کرد.

آیا بازی کردن علم و آگاهی می‌خواهد؟

طبیعتا هنر‌هایی چون سینما، ادبیات، موسیقی و بازی‌های رایانه‌ای، آمیخته با علم هستند. با این‌که شاید نواختن یک موسیقی دلچسب به آموزش آکادمیک نیاز نداشته باشد و اصل مطلب همان ذوق و خلاقیت نوازنده باشد، اما بدون علم نواختن سازها این ذوق نمی‌تواند فوران کند. در ساخت بازی‌های رایانه‌ای، قبل از این‌که کسی بتواند ذوق و هنر خود را به رخ بکشد، باید علم بازی‌سازی داشته باشد. اما الزاما نیاز نیست که بازی‌کنندگان سواد بازی‌ساختن داشته باشند، تا بتوانند بازی کنند. اما یک بازی‌کننده‌ی خوب، حرفه‌ای و از این جور اسم‌ها، باید بتواند بازی‌های خوب را تشخیص دهد. پس بازی کردن هم علم می‌خواهد؟ جواب هنوز منفی است!
در پاسخ به این سوال، باید در نظر گرفت که بازی‌کننده در چه مقامی قرار می‌گیرد. اگر در مقابل تلویزیون و مشغول بازی کردن باشد، همین که با بازی ارتباط برقرار کند کافی است. در حقیقت،‌ هنگام بازی کردن شما الزاما نباید آگاهی و علم داشته باشید، بلکه فقط لازم است راه تعامل با بازی را بلد باشید. اما وقتی بازی‌کننده در مقام نتیجه‌گیری در مورد بازی و به اصطلاح ارزش‌گذاری (یا نقد) قرار می‌گیرد، باید جدای از سلیقه و معیارهای دیگر، بتواند ضعف‌ها و قوت‌های بازی را درک کند. برای این‌کار لازم است بازی‌کننده علم داشته باشد.

آیا بازی‌کننده‌ی حرفه‌ای مجبور است بداند چه بازی خوب است یا بد؟

اجازه دهید این سوال را این‌گونه ادامه دهیم: و آیا بازی‌کننده‌ی حرفه‌ای حتما باید خودش این تشخیص را بدهد؟ پاسخ منفی است. دلیل به وجود آمدن نهادها، سایت‌ها و مجلات نقد و بررسی بازی‌ها همین است. باز هم لازم نیست که یک بازی‌کننده‌ی حرفه‌ای یا به اصطلاح حرفه‌ای‌ (!) خودش بلد باشد بازی را نقد کند. کسانی در دنیا هستند که در کنار بازی‌ کردن به مطالعه و تحقیق و گاهی تحصیل در زمینه‌‌های هنری، فنی و ساختاری بازی‌ها پرداخته‌اند و اکنون «منتقد» شده‌اند.
منتقدها با دانشی که دارند -باید داشته باشند، حالا اگر گاهی منتقدی بدون دانش یک بازی را نقد می‌کند؛ بحث جدایی است- بازی‌ها را ارزش گذاری و کار بازی‌کنندگان حرفه‌ای را به نوعی راحت می‌کنند. نقدها تاثیرات مختلفی دارند. حتی گاهی میزان فروش یک بازی می‌تواند تا حد زیادی به استقبال منتقدین بستگی داشته باشد. این‌که منتقدین چقدر یک بازی را «تحویل می‌گیرند» یکی از ملاک‌های اساسی سنجش بازی‌های رایانه‌ای است.
اما، نقد بازی‌های رایانه‌ای امروزه مشکلات زیادی دارند. در ادامه به این مشکلات می‌پردازیم.

این بازی خوش‌مزه است

صرف این‌که من به شما بگویم فلان غذا خوش‌مزه است نمی‌تواند شما را مجاب کند که آن را دوست داشته باشید. این مثال را می‌توان به بسیاری از چیزها تعمیم داد. همین که یک منتقد بگوید یک بازی خیلی خوب است کافی است؟ آیا همین که یک بازی یک نمره‌ی کامل گرفت، یعنی آن بازی بهترین است؟ اول از همه باید مقام نقد را بدانیم. آیا یک منتقد باید بازی را به گونه‌ای بررسی کند که به دیگران توصیه شود؟ و یا این‌که از نقد انتظار حرف اول و آخر بودن داریم؟
به واقع، یک نقد خوب آن است که نه تنها سطحی نباشد، بلکه در مقام واقعی نقد قرار گیرد. منظور از سطحی بودن یعنی این‌که فقط به ذکر خوب بودن یا نبودن بازی بسنده نکند و در متن خود آن‌چنان بازی را بررسی کرده باشد که بازی‌کننده مجاب به انجام آن شود. مقام نقد هم برای هر قشری متفاوت است. یک بازی‌ساز وقتی نقد بازی‌ خود را می‌خواند یا می‌شنود، باید بکوشد تا در کارهای بعدی خود ایرادات خود را برطرف کند. بازی‌کنندگانی هم که می‌خواهند با خواندن نقد یک بازی آن را خریداری کنند، دسته‌ی بعدی هستند. نقد خوب باید به گونه‌ای باشد که هم برای سازنده، و هم برای بازی‌کننده مفید فایده شود. البته دسته‌ی سومی هم هستند که به نقدها ایراد می‌گیرند. مسئله‌ی اصلی این‌جاست که این دسته‌ی سوم عمدتا طرفداران دو آتشه‌ی بازی‌ هستند و گاهی نقد را آن‌چنان نقد می‌کنند که انگار منتقد مرتکب یک جرم بزرگ شده است. با این‌حال، اساسی‌ترین معیار سنجش یک نقد همان است که گفتیم.
همین‌جا یکی از مهم‌ترین و اساسی‌ترین آفت‌های بحث نقد به میان می‌آید.

تا چه اندازه به نمرات بها بدهیم؟‌

اجازه دهید این سوال را نیز با یک سوال دیگر ادامه دهیم: و آیا متن نقد مهم‌تر است یا امتیاز؟ پاسخ کمی پیچیده است. به زبان ساده، رابطه‌ی نقد و امتیاز کاملا دو طرفه است. نقدی خوب است که بتواند در متن، امتیاز خود را توجیه کند. (یکی دیگر از معیارهای نقد خوب) و بر عکس، امتیازی درست و بجا است که با متن نقد همخوانی داشته باشد. اگر یک منتقد در متن نقد خود به تعریف و تمجید از بازی بپردازد و در انتها امتیاز کمی به بازی دهد، مشخص است که نقد خوبی ننوشته است.
خوب‌ یا بد، درست یا غلط، به جا یا نا به جا، به هر ترتیب امروزه همزمان با انتشار هر بازی سیلی از نمرات هم منتشر می‌شود. منتقدین قطعا معیارهایی دارند و با آن‌ها بازی‌ها را می‌سنجند و نقد خود را منتشر می‌کنند. مسئله‌ی اصلی این‌جا است که معیار همه‌ی منتقدان یکی نیست. آدم‌ها یکی نیستند، بازی یک هنر است و طبیعتا سلیقه همیشه در نقدها تاثیر دارد، دانش منتقدین متفاوت است و دیدگاه‌ها بسیار گوناگون هستند. در نتیجه، نمی‌توان انتظار داشت که همه‌ی منتقدین به یک نتیجه‌ی واحد از یک بازی برسند. یکی از مشکلات نمره‌دهی به بازی‌ها همین است.
برخی از سایت‌ها برای این مشکل راه حلی در نظر گرفته‌اند. این دسته از سایت‌ها و مجلات، برای گستره‌ی نمره‌ای که به بازی‌ها می دهند یک تقسیم بندی قائل شده‌اند. بدین صورت که مثلا یک بازی که از ۰ تا ۲٫۵ می‌گیرد، «بد» است. یک بازی که از ۲٫۵ تا ۵ می‌گیرد، «متوسط»، یک بازی که از ۵ تا ۷٫۵ می‌گیرد، «خوب» و در آخر یک بازی که از ۷٫۵ تا ۱۰ می‌گیرد «عالی» است. حتی اگر این تقسیم بندی را خردتر کنیم و برای هر بازه‌ی ۱ نمره‌ای (یا حتی ۰٫۵ نمره‌ای) یک مرتبه‌ی خاص قائل شویم، باز هم یک مشکل وجود دارد. آن‌هم این است که مرز بین یک نمره‌ی خوب با متوسط بسیار کم است. یعنی حتی اگر منتقد تمام حواس خود را جمع کند و تمام دانش خود را به کار گیرد، و تمام سعی خود را بکند که منصفانه نقد کند، باز هم می‌شود تنها ۰٫۵ نمره را به پای سلیقه‌ی او نوشت. این یعنی یک بازی که حق‌اش ۷٫۵ بوده ۷ می‌گیرد و از درجه‌ی عالی به خوب نزول می‌کند؟ حقیقتا این مشکلی است که با پیروی نکردن منتقدان از «مقیاس» نمره‌دهی بیشتر هم می‌شود. به نظر شما همه‌ی بازی‌هایی که نقد می‌شوند در مقیاس ۰ تا ۱۰ نمره دهی شده‌اند؟ چند بازی بد دیده‌اید که ۰ بگیرند؟

میانگینِ چاره ساز

یکی از چاره‌هایی که برای رسیدن به یک نمره‌ی نقد واحد اندیشیده شده است و در راستای یک‌دست کردن نقدها و کمر‌نگ‌تر کردن مرز باریک بین یک بازی متوسط و خوب به کار گرفته می‌شود، میانگین نمرات بازی است. میانگین نمرات بازی‌های رایانه‌ای امروز روز توسط سایت‌های مختلفی محاسبه می‌شوند که از معروف‌ترین آن‌ها می‌شود به متاکریتیک و گیم‌رنکینگز اشاره کرد. این سایت‌ها نقد‌های مختلف بازی‌های متفاوت را جمع آوری کرده و با سیستم خاص خود یک میانگین نمرات از بازی منتشر می‌کنند. سایت متاکریتیک در زمینه‌ی فیلم و سریال هم فعالیت می‌کند و معمولا تعداد بیشتری نقد را پوشش می‌دهد. با توسل به میانگین امتیازات بازی‌ها، اختلافات کم‌تر شده و بالاخره می‌شود گفت که اندک دخالت سلیقه که در نقد می‌تواند خیلی فاحش به نظر برسد، در میانگین اثر خود را تا حد زیادی از دست می‌دهد. بدین ترتیب می‌توان گفت که میانگین نمرات بازی‌ها ملاک خوبی است. چون اولا، یک عده انسان مطلع نسبت به بازی‌های رایانه‌ای به نقد بازی‌ها پرداخته‌اند، دوما مشکلات سیستم امتیازدهی بازی‌ها با جمع نمرات و میانگین گیری برطرف شده است و در آخر، هر نقدی در این سیستم ها به ثبت نمی‌رسد. حداقل می‌توان امیدوار بود که نقدهایی که در متا محاسبه می‌شوند «خوب» اند.

مقبولیت، ملاک اصلی

حتما شما هم کلمه‌ی (Reception) را شنیده‌اید. مقبولیت یا برخورد با یک اثر که عمدتا جمع بندی ملاک‌های مهم است. اگر فروش بازی‌ها را در یک طرف، و میانگین نمرات آن را در طرف دیگر قرار دهیم، به معنای این کلمه یعنی مقبولیت می‌رسیم. بدین ترتیب می‌توان گفت که یک بازی ارزشمند هم نزد بازی‌کنندگان، هم نزد منتقدان مقبولیت دارد. این نکته را هم به راحتی می‌توان از میزان فروش و میانگین امتیازات متوجه شد.
حالا یعنی نتیجه بگیریم که اگر یک بازی خوب فروخت، نمرات خوبی هم گرفت بازی خوبی است؟ جواب مثبت است. حتما یک بازی باید خوب بوده باشد که بتواند هم نظر بازی‌کنندگان و هم منتقدان را به خود جلب کند. البته فراموش نکنید که همیشه استثناهایی هم وجود دارند.
متاسفانه یک آفت بزرگ در این میان هست که باعث شده نمرات اهمیت خود را برای بازی کنندگان از دست دهند و دیگر منتقدان یک بازوی کنترل بازار به حساب نیایند. نتیجه‌اش می‌شود این‌که گاهی یک بازی نمرات کمی می‌گیرد اما فروش خوبی می‌کند؛ و یا برعکس. با این‌حال هنوز هم ملاک مقبولیت، مورد قبول بسیاری از اهل بازی در سراسر جهان است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 + 14 =